مرتضى مطهرى
965
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
است . و اگر بپرسيم چرا « الف » معدوم نيست به اينكه « ب » نيز معدوم باشد ؟ جواب خواهيم شنيد زيرا « ج » كه علت « ب » است موجود بوده است . و اگر دربارهء « ج » پرسش خود را تكرار كنيم جوابى مشابه خواهيم شنيد . ولى اگر سودا را يك جا انجام دهيم و بگوييم چرا « الف » معدوم نيست به اينكه « ب » و « ج » و همهء علل قبلى الى غيرالنهاية معدوم نيست ؟ يعنى چرا جهان هيچ در هيچ نيست ؟ چه ضرورتى در مقابل عدم مطلق جهان وجود دارد اينجاست كه اگر سلسله را منحصرا از ممكنات بدانيم جوابى نخواهيم شنيد يعنى چيزى در كار نيست كه به موجب آن ، راه عدم بر جميع سلسله بسته شده باشد و امكان هيچ در هيچ بودن جهان وجود نداشته باشد . به عبارت ديگر آنگاه كه اول فرض مىكنيم كه فلان علت موجود است و به موجب وجود آن علت وجود معلولش را ضرورى مىبينيم ، از اين جهت است كه چشم بسته و غلط براى آن علت ، وجوب و وجود قائل شدهايم ، اما وقتى كه چشم خود را باز مىكنيم و مىخواهيم ببينيم خود آن علت و علت آن علت تا هر جا كه بالا برود ، وجوب خود را از كجا و به چه وسيله كسب كرده است ، مىبينيم به جايى نمىرسيم ، يعنى اساساً چنين وجوبى هرگز پيدا نخواهد شد و امكان عدم بر همهء آنها هميشه هست ؛ پس مىبينيم هر يك از واحدهاى « الف » و « ب » و « ج » و غيرها امكان عدم از راه عدم جميع علل خود دارند و هيچيك از آنها با فرض خلوّ سلسله از واجب ، ضرورت وجود ندارد ، پس نمىبايست موجود باشند و چون موجود هستند پس واجب الوجود موجود است . اين برهان چنان كه واضح است از طريق « وجوب و ضرورت » كه يكى از احكام وجود بما هو موجود و به اعتبارى از احكام عليت و معلوليت است آورده شده است يعنى آنچه در مادهء اين برهان اخذ شده « وجوب و ضرورت » است . برهان ديگرى مىتوان اقامه كرد كه در آن از يك معنى و مفهوم و حكم ديگر از احكام وجود كه آن نيز مربوط به عليت است استفاده مىشود . آن معنى و مفهوم ، « تقدم » است . اين برهان را فارابى براى امتناع تسلسل علل اقامه كرده است و قهراً براى اثبات واجب مفيد است . خلاصهء برهان اين است كه علت ، تقدم وجودى دارد بر معلول ( نه تقدم زمانى ) . معلول با اينكه همزمان با علت است و از اين نظر تقدم و تأخرى در كار نيست در